سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
مقدمه 26
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
عليك اعتمادى يا مفرّج كربتى * و يا مؤنسى فى وحدتى عند شدّتى و يا من نقضت العهد بينى و بينه * مرارا فلم يظهر علىّ فضيحتى أغثنى فانّى قد عصيتك جاهلًا * أغثنى فقد طالت بذنبى بليّتى فلو أنّ لى عيناً تسحّ بأدمع * لنحت على نفسى و طالت نياحتى و لكن ذنوبى أرهقتنى جراحها * فقلّت دموعى من شقائى و قسوتى فأصبحت مأسورا بذنبى مقيّدا * فوا سوء حالى من بلائى و غفلتى « 1 » ( 1 ) فرزند مؤلف كتاب ، به نام عبد العزيز بن يوسف بن فرغلى ، پس از درگذشت پدرش به جاى او در مدرسهء عربى بغداد ، معروف به ميدان كبير تدريس مىكرد و در آخر ماه شوال سال 666 ه . از دنيا رفت و در جوار پدرش دفن شد ، شرح حال او را محى الدين قرشى در كتاب « جواهر المضيّه » ج 1 ص 322 نقل كرده است . محمد صادق بحر العلوم
--> ( 1 ) توكل و اعتماد من به توست اى برطرفكننده گرفتارى و همدم تنهايى من به هنگام سختى ! و اى آن كه بارها پيمانى را كه بين من و او بوده ، شكستم ولى او رسوايى مرا نزد ديگران برملا نكرد . مرا يارى كن كه من از روى نادانى تو را نافرمانى كردم ، به داد من برس كه به خاطر گناهم ، گرفتاريم طولانى شده است ! بنابراين اگر مرا چشمى بود كه سيلاب اشك مىباريد هرآينه بر خودم نوحهسرايى مىكردم و گريه و زاريم به درازا مىكشيد . ولى زخمها و صدمات گناهانم مرا ناتوان كرده و به خاطر شقاوت و سنگدليم اشك چشمم كم شده است . و اكنون اسير و دربند گناهانم گرفتارم ، پس بدا به حال من با اين گرفتارى و غفلتم !